تأکید عضو هیئت علمی دانشگاه بر ضرورت «سلامت روانی اجتماعی» در محیط کار
از سلامت روانی اجتماعی محیط کار اطمینان حاصل کنیم
بررسی شعار روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای:
«بیایید از سلامت روانی‑اجتماعی محیط کار اطمینان حاصل کنیم»
دکتر وحید غریبی؛
- مسئول گروه مدیریت HSE
- عضو هیئت علمی رشته مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار
- عضو مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت (SDH)
- روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای:
هر سال ۲۸ آوریل (۸ اردیبهشت) توسط سازمان بینالمللی کار (ILO) به عنوان «روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای» نامگذاری میشود. هدف این روز، یادآوری اهمیت پیشگیری از حوادث و بیماریهای ناشی از کار به همه کشورها، کارفرمایان و کارکنان سازمانها، صنایع و کارگاههای مختلف است. هر سال، این سازمان یک شعار انتخاب میکند تا توجه جهانیان را به یکی از اولویتهای تازه در حوزه ایمنی و سلامت کار جلب کند.
امسال (۲۰۲۶) شعار روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای عبارت است از:
«Let’s ensure a healthy psychosocial working environment»
«بیایید از سلامت روانی‑اجتماعی محیط کار اطمینان حاصل کنیم»
- چرا این شعار برای امسال انتخاب شده است؟
تا چند دهه پیش، هرگاه واژه «ایمنی و سلامت محیط کار» شنیده میشد، ناخودآگاه تصویر تجهیزات حفاظت فردی، اقدامات کنترلی در خصوص خطراتی نظیر انفجار، حریق، سقوط از ارتفاع و... در ذهن نقش میبست. اما امروزه، دانشمندان و نهادهای بینالمللی به این نتیجه رسیدهاند که سلامت روان کارکنان به اندازه سلامت جسم آنها اهمیت دارد. جراحات فیزیکی قابل دیدن هستند و معمولاً سریع درمان میشوند، اما زخمهای روانی مانند استرس مزمن، فرسودگی شغلی، اضطراب و افسردگی در سایه رشد میکنند و به تدریج انگیزه، خلاقیت، تمرکز و حتی سلامت جسم کارکنان را تخریب میکنند.
سازمان بینالمللی کار با درک این تغییر نگاه، شعار امسال را به یکی از حیاتیترین چالشهای قرن بیست و یکم اختصاص داده است: «تضمین سلامت روانی‑اجتماعی محیط کار».
- مخاطرات روانی‑اجتماعی یعنی چه؟
یکی از جنبههای ایمنی و بهداشت محیط کار، مخاطرات روانی-اجتماعی محیط کار است که باید در ارزیابیهای مخاطرات شغلی مورد توجه قرار گیرد. "مخاطرات روانی-اجتماعی" به جنبههای محیط کار و نحوه سازماندهی کار گفته میشود که با تأثیر منفی بر سلامت روان و آسیب جسمی یا بیماری مرتبط است. به عبارتی مخاطرات روانی-اجتماعی آن جنبههایی از طراحی و مدیریت کار، و زمینههای اجتماعی و سازمانی است که پتانسیل ایجاد آسیب روانی یا جسمی را دارد. بهطور کل عوامل"روانی-اجتماعی"[1] به روابط متقابل بین افکار، رفتار افراد و محیط اجتماعی آنها اشاره دارد. بنابراین هنگامی که مخاطرات روانی-اجتماعی به طور مؤثر مدیریت نمیشوند، میتوانند بر اهداف سازمان از جمله بهرهوری تأثیر منفی بگذارند. ازجمله این مخاطرات عبارتند از:
- استرس شغلی (فشار عصبی مداوم ناشی از کار)،
- زورگویی و آزار روانی در محیط کار (تحقیر، توهین، طرد کردن)،
- ساعات کاری طولانی،
- احساس ناامنی شغلی (ترس از اخراج)،
- ابهام در وظایف (شاغل نداند دقیقاً چه کاری باید بکند)،
- کمبود حمایت از سوی مدیران و همکاران،
- تداخل کار با زندگی شخصی (مثل ایمیلها و تماسهای کاری در تعطیلات و شبها)،
- و کار تکراری و بیمعنی.
اگر هر یک از این موارد در سازمانی وجود داشته باشد، آن سازمان با خطرات روانی‑اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. پیامدهای آن نه تنها برای شاغل (افسردگی، بیماری قلبی، اختلالات خواب و گوارش) بلکه برای سازمان (افت بهرهوری، افزایش غیبتها، ترک کار، خطاهای انسانی و حتی حوادث فیزیکی) بسیار سنگین است.
- محیط کار سالم روانی‑اجتماعی چه ویژگیهایی دارد؟
یک محیط کار از نظر روانی‑اجتماعی سالم، جایی است که امنیت روانی حاکم باشد. امنیت روانی یعنی: شاغل بتواند بدون ترس از تمسخر، تنبیه یا طرد شدن، ایده جدید بدهد، اشتباه خود را گزارش کند، از کمک خواستن خجالت نکشد و چالش روحی خود را با مدیر یا همکاران در میان بگذارد. در چنین محیطی، احترام متقابل، شنیده شدن، قدردانی و تعادل میان کار و زندگی شخصی ارزش اصلی هستند.
- مسئولیت این تغییر بر عهده کیست؟
بهطور خلاصه، این یک مسئولیت مشترک است. مدیران ارشد و میانی باید سیاستهای حمایت از سلامت روان را وضع کنند، منابع لازم را تأمین کنند و خود الگوی رفتار محترمانه باشند. کارشناسان بهداشت حرفهای و ایمنی کار (HSE) باید چکلیستهای ارزیابی ریسک خود را فراتر از عوامل فیزیکی و شیمیایی گسترش دهند و استرس، فرسودگی و خستگی کارکنان را نیز به صورت دورهای بسنجند. واحد منابع انسانی باید برنامههای کمک به کارکنان و آموزشهای مدیریت استرس را راهاندازی کند. و تکتک کارکنان نیز با رفتار روزانه خود – مثل گوش دادن فعال، شایعه پخش نکردن، قدردانی ساده و حمایت همدلانه – میتوانند شبکهای از امنیت روانی در محیط کار بسازند.
- نقش دانشگاه و مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت (SDH)
ما در دانشگاه و مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت (SDH)، وظیفه خود میدانیم که مفاهیم علمی را از پشت میز تئوری به کف کارگاهها و سازمانها بیاوریم. تلاش ما بر این است که دانش روز دنیا را به زبانی ساده و قابل اجرا برای صنایع، مراکز بهداشتی و سایر محیطهای کاری ترجمه کنیم.
در این مرکز، برای کمک به سازمانهایی که دغدغه سلامت روان کارکنان خود را دارند، سه دسته خدمت عملی طراحی کردهایم:
اول: ارزیابی میدانی
با بهرهگیری از روشهای استاندارد بینالمللی، وضعیت عوامل روانی-اجتماعی محیط کار مانند استرس، فرسودگی شغلی و خستگی کارکنان سنجیده میشود. نتیجه این ارزیابی، گزارشی شفاف و عملی است که مشخص میکند کدام بخش از سازمان نیازمند توجه فوری است.
دوم: آموزش کاربردی
برای مدیران و کارکنان، دورههای آموزشی کوتاه و اثربخش برگزار میشود. در این دورهها یاد داده میشود که چگونه خطرات روانی-اجتماعی را بشناسند، با استرس به شیوه سالمتر کنار بیایند و محیط کاری حمایتگر بسازند.
سوم: مشاوره و بازطراحی
به سازمانها کمک میشود تا سیاستهای سلامت روان خود را تدوین کنند و مشاغل پراسترس را چنان بازطراحی نمایند که هم بهرهوری حفظ شود و هم آسایش کارگر تأمین گردد.
در یک کلام، ارتباط مستمر دانشگاه با صنعت و مراکز بهداشتی درمانی، این امکان را فراهم میکند که دانش روز از کلاسهای درس خارج شود و به زبان حل مسئله در محیط کار واقعی جاری گردد. این همان پلی است که میتواند نظریهها را به بهبود زندگی روزمره کارگران تبدیل کند.
- لزوم توجه بیشتر به سلامت روانی-اجتماعی محیط کار با توجه به شرایط جنگ تحمیلی
با توجه به جنگ تحمیلی اخیر علیه کشور عزیزمان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، کارکنان بسیاری از صنایع، سازمانها و مراکز حساس (مانند صنایع دفاعی، انرژی، حملونقل، بیمارستانها و مراکز بهداشتی) تحت فشار روانی مضاعفی قرار دارند. این تهدیدات، بار روانی-اجتماعی در محیط کار را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی، حمایت اجتماعی در محیط کار، شفافیت مدیریتی و برنامههای کاهش استرس میتواند نقش یک سپر محافظ را ایفا کند. سازمانهایی که اکنون سلامت روان کارکنان خود را جدی بگیرند، در بحرانها تابآوری بسیار بیشتری خواهند داشت.
سخن پایانی:
در پایان تاکید می کنم که روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفهای ۲۰۲۶، فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در اولویتهای سازمانی است. توجه به سلامت روانی‑اجتماعی در محیط کار، دیگر یک گزینه یا حسن انتخاب نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای دستیابی به بهرهوری پایدار و حفظ سرمایههای انسانی محسوب میشود.
انتظار میرود که مدیران ارشد و میانی سازمانها، مقوله «سلامت روانی‑اجتماعی» را در رأس تصمیمگیریهای راهبردی خود قرار دهند و با تخصیص منابع مناسب، زمینه اجرای سیاستهای حمایتی را فراهم آورند.
همچنین انتظار میرود که کارشناسان بهداشت حرفهای، ایمنی کار و HSE، ارزیابی خطرات روانی‑اجتماعی را به عنوان بخشی جداییناپذیر از ممیزیهای دورهای خود، همانند خطرات فیزیکی و شیمیایی، مد نظر قرار دهند.
و از همه کارکنان گرامی انتظار میرود که با رفتار محترمانه، همدلانه و حمایتگرانه خود، به خلق فضایی یاری رسانند که در آن هر فرد احساس امنیت، ارزشمندی و تعلق کند؛ محیطی که بستری برای رشد، شکوفایی و آرامش باشد.
[1] Psychosocial

نظر شما :